
درد دوباره میخواهم بنویسم . به شخصی ناشناس . ناشناس تر از هر کس. به خودم .به سایه روی دیوارم شاید مانند هدایت . شاید درد ما، درد نسل ما! نه من شبیه این نسل نیستم ! پس درد من درد نسل من نیست . شاید همین درد باشد ، اینکه فقط درد من است. چرا شبیه این نسل نیستم ؟ چر اشبیه این آدم ها نیستم ؟ چرا نمیفهممشان ؟ چرا مرا نمی فهمند ؟ آری نمی فهمند . سخت است. سخت تر میشود وقتی حتی معشوقه ام نیز مرا نفهمید ...
ادامه مطلب
حالم خوبه خوب که نه فقط بد نیستم دلیلش رو نمیدونم...
ادامه مطلب
درد دوباره میخواهم بنویسم . به شخصی ناشناس . ناشناس تر از هر کس. به خودم .به سایه روی دیوارم شاید مانند هدایت . شاید درد ما، درد نسل ما! نه من شبیه این نسل نیستم ! پس درد من درد نسل من نیست . شاید همین درد باشد ، اینکه فقط درد من است. چرا شبیه این نسل نیستم ؟ چر اشبیه این آدم ها نیستم ؟ چرا نمیفهممشان ؟ چرا مرا نمی فهمند ؟ آری نمی فهمند . سخت است. سخت تر میشود وقتی حتی معشوقه ام نیز مرا نفهمید ، فکر می کردم میفهمد ، تصور میکردم زمانی که حرف میزنم گوش میسپارد به درد هایم ، به عمق سکوت تمام این سال هایم ولی ... ولی فقط او را از خود راندم . او نیز مانند دیگران بود و ف...
ادامه مطلب